(فَ هَ مَ) (حراض .) نزدیک ، قریب .
دارای فر - با شکوه - با هوش - خردمند - دانا
(تلفظ: farremand) دارای شکوه و وقار ؛ (به مجاز) خردمند و دانا ، دارای فر ، نورانی و با شکوه .
پرشوکت، شکوهمند، شوکتمند
بخرد، خردمند، عاقل، هوشمند
۱. بخرد، خردمند، عاقل، هوشمند
۲. پرشوکت، شکوهمند، شوکتمند