Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرنی پز

تلفظ بین المللی : /ferˈeni pˈaz/ تلفظ :‌ [feR'eni p'az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فرنی پزی
  • فرنی
  • فرنی وحریره ومانند ان
  • فرنی بریتیش کلمبیا
  • فرنی داکوتای جنوبی
  • فرنی و زویی
  • فرنی وایومینگ
  • فرنی ولتر
  • فرنی گروو کوئینزلند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرنی پز. [ ف ِ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه فرنی می پزد. صاحب دکان فرنی پزی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که فرنی طبخ کند .

کلمات مرتبط

  • فرنی پزی
  • فرنی
  • فرنی وحریره ومانند ان
  • فرنی بریتیش کلمبیا
  • فرنی داکوتای جنوبی
  • فرنی و زویی
  • فرنی وایومینگ
  • فرنی ولتر
  • فرنی گروو کوئینزلند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات