فرضی . [ ف َ رَ ضی ی ] (ع ص نسبی ) دانای علم فرائض . (منتهی الارب ). فرایضی . (سمعانی ). العارف بالفرائض . (اقرب الموارد). رجوع به فرایض و فرایضی شود.
فرضی . [ ف َ رَ ] (اِخ ) علی بن محمدبن علی القلصادی ، مکنی به ابوالحسن . او را کتابی در فرائض مذاهب چهارگانه ٔ سنت است به نام «شرح فرائض الشیخ خلیل الممالکی ». (از معجم المطبوعات ج 2 ستون 1445)....
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع . ] (ص نسب . ) تصوری ، خیالی .
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به فرض : مسئله فرضی . علی بن محمد بن علی القلصادی مکنی به ابوالحسن او را کتابی در فرائض مذاهب چهار گانه سنت است به نام شرح فرائض الشیخ خلیل الممالکی .