Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرستاده

تلفظ بین المللی : /fˌerestˈɑdeː/ تلفظ :‌ [f,eRest'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • فرستاده پیامبر به ایران
  • فرستاده پیامبر به بحرین
  • فرستاده پیامبر به عمان
  • فرستاده پیامبر به غسان
  • فرستاده پیامبر به مصر
  • فرستاده پیامبر به یمامه
  • فرو فرستاده
  • از پیش فرستاده شده
  • جی ام سی فرستاده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

فرستاده. [ ف ِ رِ دَ / دِ ] ( ن مف ، اِ ) چیزی را گویند که شخصی به جهت کسی بفرستد. ( برهان ). مرسله. مرسوله. ( یادداشت به خط مؤلف ). || سفیر. قاصد.فرسته. ( یادداشت به خط مؤلف ). فرسته. رسول. ( حاشیه فرهنگ اسدی ). آنکه دیگری او را فرستد : فرستاده شاه را پیش خواندفراوان سخنها به خوبی براند.فردوسی.فرستاده آمد بگفت آن پیام ز پیغام بهرام شد شادکام.فردوسی.سبک سر فرستاده را خوار کرددل انجمن پر ز تیمار ...

فرهنگ عمید

۱. روانه شده.
۲. رسول، پیغامبر.
۳. سفیر، فرسته.

فرهنگ معین

(فِ رِ دِ ) (ص مف . ) ۱ - روانه کرده . ۲ - سفیر. ۳ - پیغامبر، رسول .

فرهنگ فارسی

نمایندۀ حکومت یا سازمانی بین‌المللی که برای انجام مأموریتی ویژه اعزام می‌شود

( اسم ) ۱ - روانه کرده گسیل داشته ۲ - سفیر ایلچی ۳ - پیغامبر رسول ۴ - وکیل گماشته جمع : فرستادگان ۵ - کالایی که از کشور بیرون رود صادر .

دانشنامه عمومی

فرستاده (فیلم). فرستاده (نام انگلیسی: The Mission) نام فیلمی درام جنایی است که نخستین ساخته پرویز صیاد پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و مهاجرت به خارج از ایران به حساب می آید. این فیلم که فیلمبرداری آن در نیویورک انجام گرفته و پرویز صیاد در دو نقش در آن حضور دارد، برنده دو جایزه از جشنواره فیلم لوکارنو سوئیس در سال ۱۹۸۳ شد. از دید بسیاری از منتقدان فرستاده بهترین اثر صیاد پس از انقلاب ۵۷ است.جایزه یوزپ...

مترادف و متضاد

پیغمبر، رسول، نبی

ایلچی، پیک، سفیر، قاصد، مرسل

۱. ایلچی، پیک، سفیر، قاصد، مرسل
۲. پیغمبر، رسول، نبی

envoy (اسم)نماینده، مامور، ایلچی، فرستاده، مامور سیاسی، سخن اخر، شعر ختامیenvoi (اسم)نماینده، مامور، ایلچی، فرستاده، مامور سیاسی، سخن اخر، شعر ختامیmessenger (اسم)پیک، رسول، فرستاده، خبر رسان، قاصد، پیغام اور، خبر آورapostle (اسم)رسول، فرستاده، حواری، عالیترین مرجع روحانی، پی...

فرهنگستان زبان و ادب

{envoy} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نمایندۀ حکومت یا سازمانی بین المللی که برای انجام مأموریتی ویژه اعزام می شود

کلمات مرتبط

  • فرستاده پیامبر به ایران
  • فرستاده پیامبر به بحرین
  • فرستاده پیامبر به عمان
  • فرستاده پیامبر به غسان
  • فرستاده پیامبر به مصر
  • فرستاده پیامبر به یمامه
  • فرو فرستاده
  • از پیش فرستاده شده
  • جی ام سی فرستاده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات