کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : فرساوس
تلفظ بین المللی :
/farsˈɑvs/
تلفظ :
[faRs'Avs]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جنب فرساوس
فرسلوس
فراسوسماران
فرسنوسور
فرهاوس
لوس فرسنوس شهرستان وب تگزاس
ان دو فرانس
اناتول فرانس
اکسیون فرانسز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فرساوس. [ ] ( اِ ) طلق است. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به فرسلون شود.
فرهنگ فارسی
طلق است
کلمات مرتبط
جنب فرساوس
فرسلوس
فراسوسماران
فرسنوسور
فرهاوس
لوس فرسنوس شهرستان وب تگزاس
ان دو فرانس
اناتول فرانس
اکسیون فرانسز
نظرات