کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرزند-شاد | کلماتور
معانی کلمه : فرزند شاد
تلفظ بین المللی :
/fˈarzand ʃˈɑd/
تلفظ :
[f'aRzand S'Ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرزندشاد
فرزندزاده
فرزنشاد
فرزند
فرزند زاده
فرزند ' پریام '
فرزند ارشد
فرزند جان
فرزند حضرت یعقوب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فرزندشاد. [ ف َ زَ ] ( اِمرکب ) مراقبه است که سر به جیب فروبردن درویشان صاحب حال باشد. ( برهان ). برساخته دساتیر است. ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فرهنگ دساتیر ص 257 شود.
فرهنگ فارسی
مراقبه است که سر بجیب فرو بردن درویشان صاحب حال باشد .
کلمات مرتبط
فرزندشاد
فرزندزاده
فرزنشاد
فرزند
فرزند زاده
فرزند ' پریام '
فرزند ارشد
فرزند جان
فرزند حضرت یعقوب
نظرات