کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرخاک | کلماتور
معنی کلمه : فرخاک
تلفظ بین المللی :
/farxˈɑk/
تلفظ :
[faRx'Ak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فراک
فراکاوی
فراکسیون
فراکشیدن
فراکِشَند
فراکِشَند فراتر
فراکِشَند فراتر میانگین
فراکِشَند فروتر
فراکِشَند فرین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فرخاک. [ ف َ ] ( ص ) موی بی خم وچم و فروهشته وبی حرکت باشد، یعنی مویی که درهم پیچیده و مجعد نباشدهمچو زلفهای عملی زنان. ( برهان ). مصحف فرخال است. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فرخال و فرخار شود.
کلمات مرتبط
فراک
فراکاوی
فراکسیون
فراکشیدن
فراکِشَند
فراکِشَند فراتر
فراکِشَند فراتر میانگین
فراکِشَند فروتر
فراکِشَند فرین
نظرات