فرخان . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) ابن دابویه . رجوع به ذوالمناقب فرخان شود.
فرخان . [ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ فَرْخ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). جوجه ها. جوجگان . رجوع به فَرْخ شود.
فرخان . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی است که به روایتی اردشیر پاپکان دختر او را به زنی گرفته است . هرتسفلد معتقد است که ای...
دانشنامه آزاد فارسی
فَرُّخان(ملقب به اسپهبد ذوالمناقب و معروف به اسپهبد بزرگ) سومین امیر از دودمان دابوییان طبرستان و گیلان. در ۹۱ق پس از درگذشت عمویش، خورشید یکم، در طبرستان به فرمانروایی رسید، اما گویا پیش از آن در گیلان حکومت داشت. از همین روست که در منابع از او به لقب گیلان شاه نیز یاد کرده اند. فرخان پس از رسیدن به فرمانروایی دامنه قلمرو خود را تا مرز نیشابور در خراسان گسترش داد. بیشتر سال های فرمانروایی او در د...
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کهنه فرود بخش حومه شهرستان قوچان .
فرهنگ اسم ها
اسم: فرخان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: farkhan) (فارسی: فرخان) (انگلیسی: farkhan) معنی: نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی، نام پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی، موبدی در شاهنامه