Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرخال

تلفظ بین المللی : /farxˈɑl/ تلفظ :‌ [faRx'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • فرخالی
  • اوحد سبزواری فخرالدین
  • فخرالاسلام
  • فخرالدوله
  • فخرالدین
  • فخرالسادات
  • فخرالمحققین
  • فخرالملک
  • فرخار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فرخال. [ ف َ ] ( ص ) همان فرخاک است. ( آنندراج ). به معنی فرخاک که مویی باشدبی حرکت و بی شکن و فروهشته. ( از برهان ). سبط. خلاف جعد. فرخار. خوار. ( یادداشت به خط مؤلف ) : سرو سیمین تو را در مشک ترزلف فرخالت ز سر تا پا گرفت.فیروز مشرقی.موی سر ما، نه جعد زنگیانه و نه فرخال ترکانه. ( تاریخ طبرستان ، نامه تنسر ). رجوع به فرخار و فرخاک شود....

فرهنگ عمید

موی فروهشته که چین وشکن نداشته باشد: سرو سیمین تو را در مشک تر / زلف فرخالت ز سر تا پا گرفت (فیروز مشرقی: شاعران بی دیوان: ۸ ).

فرهنگ معین

(فَ ) (ص . ) موی فروهشته که چین و شکن نداشته باشد.

کلمات مرتبط

  • فرخالی
  • اوحد سبزواری فخرالدین
  • فخرالاسلام
  • فخرالدوله
  • فخرالدین
  • فخرالسادات
  • فخرالمحققین
  • فخرالملک
  • فرخار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات