Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرجه

تلفظ بین المللی : /fˈordʒeː/ تلفظ :‌ [f'oRdZe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • فرجه جو
  • فرجه دادن
  • تسهیلات فرجه دار
  • الفرجه
  • مراقبت فرجه ای
  • اثار ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • از حسین علیه السلام تا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • از غروب عاشورای حسینی علیه السلام تا طلوع ظهور مهدی عج الله تعالی فرجه
  • از غروب عاشورای حسینی علیه السلام تا طلوع ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

فرجه . [ ف َ رَ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در سه هزارگزی خاور سنندج و کنار شوسه ٔ سنندج به همدان . ناحیه ای است کوهستانی ، سردسیر و دارای 20 تن سکنه است . از چشمه مشروب میشود. محصول آنجا غلات است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5)....

فرهنگ عمید

۱. فرصت پیش آمده بین دو زمان تعیین شده برای انجام کارهای معیّن، مهلت.
۲. [قدیمی] گشادگی، شکاف میان دو چیز.
۳. [قدیمی] رخنه، شکاف.
۴. (اسم مصدر ) [قدیمی] = فَرَج

فرهنگ معین

(فُ رْ جِ ) [ ع . فرجة ] (اِ. ) ۱ - رخنه ، شکاف ، ج . فُرُج . ۲ - مهلت . ۳ - فاصلة زاویة میان دو صفحه .

فرهنگ فارسی

رخنه، شکاف، گشادگی، شکاف میان دوچیز، رهایی ازغم واندوه وسختی
( اسم ) رخنه شکاف گشادگی جمع : فرج .
دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج .

تفاوت میان زمان تعیین‌شده برای انجام یک فعالیت و زمان موردنیاز برای انجام آن که درنتیجه فعالیت یادشده می‌تواند به تأخیر بیفتد بی‌آنکه در برنامۀ زمانی بقیۀ پروژه تأخیر ایجاد کند

مترادف و متضاد

درز، رخنه، شکاف

امان، ضرب‌الاجل، فاصله، فرصت، مهلت

۱. امان، ضربالاجل، فاصله، فرصت، مهلت
۲. درز، رخنه، شکاف

break (اسم)وقفه، تفریح، تنفس، شکاف، شکست، شکستگی، فرصت، مهلت، فرجه، انقصال، بادخورinterval (اسم)وقفه، ایست، فاصله، فرجه، مدت، فترت، خلالvalue (اسم)مقدار، ارزش، قیمت، فرجه، بها، قدر، ارجperiod (اسم)حد، کمال، نقطه، عصر، دوره، گردش، نوبت، ایست، فرجه، پایان، منتها درجه، رو...

فرهنگستان زبان و ادب

{float, slack, slack time} [مدیریت-مدیریت پروژه] تفاوت میان زمان تعیین شده برای انجام یک فعالیت و زمان موردنیاز برای انجام آن که درنتیجه فعالیت یادشده می تواند به تأخیر بیفتد بی آنکه در برنامۀ زمانی بقیۀ پروژه تأخیر ایجاد کند

کلمات مرتبط

  • فرجه جو
  • فرجه دادن
  • تسهیلات فرجه دار
  • الفرجه
  • مراقبت فرجه ای
  • اثار ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • از حسین علیه السلام تا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • از غروب عاشورای حسینی علیه السلام تا طلوع ظهور مهدی عج الله تعالی فرجه
  • از غروب عاشورای حسینی علیه السلام تا طلوع ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات