Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرج قلی

تلفظ بین المللی : /fˈaradʒ q1ˈoli/ تلفظ :‌ [f'aRadZ q1'oli]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قشلاق فرج اله قدیر
  • الفج قدیس
  • فرض قبلی
  • ویسنته فرر قدیس
  • فرنقلین
  • فرج
  • فرج اباد
  • فرج اباد احمدلو
  • فرج الله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرج قلی. [ ف َ رَ ق ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شرفخانه بخش شبستر شهرستان تبریز، واقع در پانزده هزارگزی باختر شبستر و دوهزارگزی شوسه صوفیان به سلماس. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل که دارای 482 تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوب است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان شرفخانه بخش شبستر شهرستان تبریز .

کلمات مرتبط

  • قشلاق فرج اله قدیر
  • الفج قدیس
  • فرض قبلی
  • ویسنته فرر قدیس
  • فرنقلین
  • فرج
  • فرج اباد
  • فرج اباد احمدلو
  • فرج الله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات