فرتاش.[ ف َ ] ( اِ ) وجود که در برابر عدم است. ( برهان ). برساخته فرقه آذرکیوان. ( از حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ فارسی
وجود که در برابر عدم است
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: fartāš) وجود که در برابر عدم است . (از بر ساختهی فرقه آذرکیوان ـ برهان . چ معین .)
اسم: فرتاش (پسر) (فارسی) (تلفظ: fartāš) (فارسی: فَرتاش) (انگلیسی: fartash) معنی: وجودی که در برابر عدم است، وجود که در برابر عدم است، ( از بر ساخته ی فرقه آذرکیوان ـ برهان، چ معین، )
مترادف و متضاد
being(اسم)
جوهر، شخصیت، وجود، هستی، موجود زنده، فرتاش، افریده