کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فراموشکاری | کلماتور
معانی کلمه : فراموشکاری
تلفظ بین المللی :
/farˈɑmuʃkˌɑri/
تلفظ :
[faR'AmuSk,ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فراموشکار
فرامشکاری
فراموش کاری بنی اسرائیل
فراموشکاران
فرامشتکاری
فرامشکار
فراموشانیدن
فراموشگار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
فراموشکاری. [ ف َ ] ( حامص مرکب ) نسیان. از یاد بردن. سؤحافظه. ( یادداشت به خط مؤلف ) :
ز پیری دگرگون شود رای نغز
فراموشکاری درآید به مغز.
نظامی.
و رجوع به فراموشکار و فرامشتکاری شود.
فرهنگ فارسی
عمل و حالت فراموشکار نسیان فراموشی
مترادف و متضاد
forgetfulness
(اسم)
فراموشی، فراموشکاری
negligence
(اسم)
مسامحه، پشت گوش فراخی، سرسری، قصور، غفلت، اهمال، فراموشکاری، فرو گذاشت
کلمات مرتبط
فراموشکار
فرامشکاری
فراموش کاری بنی اسرائیل
فراموشکاران
فرامشتکاری
فرامشکار
فراموشانیدن
فراموشگار
نظرات