فرامرز. [ ف َ م َ ] (اِخ ) ابومنصور. رجوع به کامل ابن اثیر ج 9 ص 216 و نیز رجوع به ظهیرالدین فرامرز شود.
فرامرز. [ ف َ م َ ] (اِخ ) دهی بوده است میان نهاوند و بروجرد که در سه فرسنگی شهر نهاوند قرار داشته است . (از نزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن ص 171)....
دانشنامه آزاد فارسی
فَرامرزفَرامرزدر شاهنامۀ فردوسی ، پسر رستم از خالۀ کِیقُباد. در لشکری که رستم به کین خواهی سیاوش آراسته بود، پیش قراول سپاه بود. فرامرز، نخست وَرازاد شاه سِپیجاب و هزاران تورانی را از پای درآورد . سپس سُرخِه ، پسر افراسیاب ، به اسارت فرامرز درآمد و او را مانند سیاوش سربریدند. در آغاز تخت نشینی کیخسرو، فرامرز نیز همراه زال و رستم و زَوارِه حضور داشت . کیخسرو فرامرز را مأمور گشودن شهرهای هم مرز نیمر...
فرهنگ فارسی
پسر رستم پسر زال پهلوان بزرگ ایرانی . وی در بسیاری ا جنگهای ایران و توران همراه پدر شرکت داشت . کتاب فرامرز نامه شرح جنگهای وی است . پایان زندگانی این پهلوان یکی از غم انگیز ترین صحنه های داستانهای ایرانی است زیرا اسفندیار براثر استبداد رای و پافشاری برای در بند کردن رستم جهان پهلوان ایران را مجبور ساخت که او را از پای در آورد . اسفندیار بهنگام مرگ پسر خود بهمن را برستم سپرد تا او را تربیت کند و ب...
دانشنامه عمومی
فرامرز یک نام کوچک فارسی ست. افراد شاخص با این نام عبارت اند از:فرامرز اصلانی، خوانندۀ ایرانیفرامرز پسر رستم، فرامرز پسر رستم و اسطوره و پهلوان ایرانیفرامرز پایور، استاد موسیقی ایرانی، آهنگ ساز و نوازنده سنتورفرامرز قریبیان، بازیگر و کارگردان ایرانیفرامرز آصف، خوانندهٔ پاپ و قهرمان ملی ایران در ورزش دوومیدانیفرامرز صدیقی، بازیگر ایرانیفرامرز پیلارام، نقاش و خوشنویس ایرانیفرامرز رفیع پور، نویسنده و...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: farāmarz) آمرزنده (دشمن) ؛ (در اعلام) پسر رستم پسر زال پهلوان بزرگ ایرانی .
اسم: فرامرز (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: farāmarz) (فارسی: فرامرز) (انگلیسی: faramarz) معنی: آمرزنده دشمن، از پیش آمرزیده، آمرزنده ( دشمن )، ( اَعلام ) ) ( در شاهنامه ) پسر رستم، که پس از کشته شدن پدرش به کین خواهی او برخاست، شاه کابل را کشت و شغاد را به آتش کشید، بهمن پسر اسفندیار او را کشت، ) فرامرز:...