معانی کلمه : فراق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جدا شدن و دور شدن از یکدیگر، جدایی.
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) جدا شدن ، دور شدن . ۲ - (اِمص . ) جدایی ، دوری .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
گشاد
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
جدایی، دوری، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران ≠ وصال
