کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فراخ-پیشانی | کلماتور
معانی کلمه : فراخ پیشانی
تلفظ بین المللی :
/farˈɑx piʃˈɑni/
تلفظ :
[faR'Ax piS'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فراخ
فراخ ابرو
فراخ ابروی
فراخ ابرویی
فراخ استین
فراخ الحمام
فراخ اهنگ
فراخ باز شدن
فراخ باند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فراخ پیشانی. [ ف َ ] ( ص مرکب ) اجبه. اجله. ( منتهی الارب ). آنکه پیشانی وی فراخ و پهن بود. آنکه پیشانی پهن و گشاد دارد. ( یادداشت بخط مؤلف ) : عثمان مردی بود سفیدروی و... و فراخ پیشانی شهلاچشم... ( ترجمه تاریخ طبری ). رجوع به فراخ شود.
فرهنگ عمید
ویژگی آن که پیشانی پهن و گشاده دارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پیشانی وی فراخ و پهن بود.
کلمات مرتبط
فراخ
فراخ ابرو
فراخ ابروی
فراخ ابرویی
فراخ استین
فراخ الحمام
فراخ اهنگ
فراخ باز شدن
فراخ باند
نظرات