کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : فراترک
تلفظ بین المللی :
/farɑtˈark/
تلفظ :
[faRAt'aRk]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
اورست کوهی فراتر از ابرها
فراتر
فراکِشَند فراتر
فراکِشَند فراتر میانگین
فروکِشَند فراتر
قدم فراتر نهادن
قدم فراتر نهادن از
بازۀ فراکشند فراتر
بازۀ فراکشند فراتر حاره ای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
فراترک. [ ف َ ت َ رَ ] ( ق مرکب ) کمی پیشتر. پیش ترک. رجوع به فراتر شود.
فرهنگ عمید
کمی پیشتر، اندکی جلوتر، پیش ترک.
کلمات مرتبط
اورست کوهی فراتر از ابرها
فراتر
فراکِشَند فراتر
فراکِشَند فراتر میانگین
فروکِشَند فراتر
قدم فراتر نهادن
قدم فراتر نهادن از
بازۀ فراکشند فراتر
بازۀ فراکشند فراتر حاره ای
نظرات