Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فر کیانی

تلفظ بین المللی : /fˈer kiˈɑni/ تلفظ :‌ [f'eR ki'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • فربیانی
  • فریانی
  • جعفر بن محمد فریانی اصفهانی
  • فر
  • فر اشفتن
  • فر اشوبیدن
  • فر خوردن
  • فر دره
  • فر زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فر کیانی. [ ف َرْ رِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) فره کیانی. خوره. خره. ( حاشیه برهان چ معین ). نوری که از خدای تعالی بر خلایق فایز شود که به وسیله آن قادر شوند به ریاست و حرفتها و صنعت ها. ( برهان : خوره ). رجوع به فره و خوره و نیز رجوع به حاشیه برهان چ معین ذیل لغت خوره شود.

فرهنگ فارسی

فره کیانی . خوره

دانشنامه عمومی

نماد فر کیانی (که اشتباهاً به نماد فَرَوَهر مشهور است) نشان پیکر بالداری است. این پیکر در دیدگاه بعضی باستان شناسان و ایران شناسان به اشتباه نماد اهورامزدا معرفی شده است. نماد خورشید بالدار در فرهنگ خاورمیانه و در تمدن مصر، سوریه، و آشور تاریخی طولانی دارد و نماد فر کیانی اقتباسی از آن است. فر کیانی، نماد پادشاهی کشور ایران است. نامیدن این نماد به عنوان نماد فَرَوَهَر به قرن نوزدهم میلادی برمی گرد...

کلمات مرتبط

  • فربیانی
  • فریانی
  • جعفر بن محمد فریانی اصفهانی
  • فر
  • فر اشفتن
  • فر اشوبیدن
  • فر خوردن
  • فر دره
  • فر زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات