کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فحش-کاری | کلماتور
معانی کلمه : فحش کاری
تلفظ بین المللی :
/fˈohʃ kˈɑri/
تلفظ :
[f'ohS k'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فحش
فحش دادن
فحش گفتن
فحش دادن ناسزا
فحش های رکیک با عصبانیت و اوای بلند
فحش خورش خوبه
فحش را به کسی کشیدن
فحش چارواداری یا اب نکشیده یا اب دار
جهت عدم بیان فحش خصوصا فحش های رکیک گفته می شود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
فحش کاری. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) به یکدیگر دشنام گفتن ، و بیشتر بصورت «فحش و فحش کاری » به کار رود.
فرهنگ فارسی
دشنام گویی یه یکدیگر ناسزا گویی به هم : فلان و فلان فحش و فحش کاری کردند .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
scurrility (اسم)بد دهنی، سخن زشت، فحاشی، فحش کاریabusiveness (اسم)دشنام، فحاشی، فحش کاریribaldry (اسم)سخن زشت، فحاشی، فحش کاری، هرزگی...
کلمات مرتبط
فحش
فحش دادن
فحش گفتن
فحش دادن ناسزا
فحش های رکیک با عصبانیت و اوای بلند
فحش خورش خوبه
فحش را به کسی کشیدن
فحش چارواداری یا اب نکشیده یا اب دار
جهت عدم بیان فحش خصوصا فحش های رکیک گفته می شود
نظرات