Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فجاجه

تلفظ بین المللی : /fadʒˈɑdʒeː/ تلفظ :‌ [fadZ'AdZe:]
لغت نامه دهخدا
  • فاجه
  • فجاج
  • فجاه
  • فراجهش
  • فراجهانی
  • فجأهً
  • فجاءه
  • فجفجه
  • بنو الفجاج
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فجاجة. [ ف َ ج َ ] (ع اِ) میوه ٔ خام . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

( فجاجة ) فجاجة. [ ف َ ج َ ] ( ع اِ ) میوه خام. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • فاجه
  • فجاج
  • فجاه
  • فراجهش
  • فراجهانی
  • فجأهً
  • فجاءه
  • فجفجه
  • بنو الفجاج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات