فتح . [ ف ُت ُ ] (ع ص ) در فراخ گشاده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || شیشه ٔ فراخ سر. (منتهی الارب ). شیشه ٔ بی سربند و بی غلاف . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
باز کردن، گشادن، گشایش، گشودن
پیروزی، تسخیر، چیرگی، ظفر، غلبه، مسخر، نصرت ≠ شکست
۱. پیروزی، تسخیر، چیرگی، ظفر، غلبه، مسخر، نصرت
۲. باز کردن، گشادن، گشایش، گشودن ≠ شکست
گشایش، پیروز