Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فالگو

تلفظ بین المللی : /fˈɑlɡu/ تلفظ :‌ [f'Algu]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • فالگوی
  • فالگویی
  • فالگوش ایستادن
  • فالگوش نشینی
  • فالگوش وایسادن
  • فالگوش
  • عرق الفالوذج
  • عود الفالوذج
  • فالوده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فالگو. ( نف مرکب ) فالگوی. آنکه فال زند و تعبیر کند و سرانجام آن را بگوید. فالگیر. فال زن. فالکباز : همان نیز گفتار آن فالگوکه گفت او بپیچد ز تخت تو رو.فردوسی.بسان فالگویانند مرغان بر درختان برنهاده پیش خویش اندر پر از تصویر دفترها.منوچهری.مرد را عقل رایزن باشدسغبه فالگوی زن باشد.سنایی....

فرهنگ عمید

= فال بین

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه فال زند و پیش بینی کند فالگیر فال زن .

مترادف و متضاد

طالعبین، غیبگو، فالچی، فالزن، فالگیر، کاهن


کلمات مرتبط

  • فالگوی
  • فالگویی
  • فالگوش ایستادن
  • فالگوش نشینی
  • فالگوش وایسادن
  • فالگوش
  • عرق الفالوذج
  • عود الفالوذج
  • فالوده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات