[ویکی الکتاب] ریشه کلمه: صبر (۱۰۳ بار)ف (۲۹۹۹ بار)حبس. امساک. در اقرب آمده «صبر الدابة حبسها بلا علف» راغب امساک در تنگی گفته است . صبر: خویشتن داری و حبس نفس است بر چیزیکه شرع و عقل تقاضا میکند، یا از چیزی که شرع و عقل از آن نهی میکند. به حسب اختلاف موارد نام آن فرق میکند اگر خویشتن داری در مصیبت باشد آن را صبر در جنگ باشد شجاعت نامند ضد آن جبن است. اگر در پیش آمد باشد آن را سعه صدر گویند. اگر...