کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فاش-گردیدن | کلماتور
معانی کلمه : فاش گردیدن
تلفظ بین المللی :
/fˈɑʃ ɡardˈidan/
تلفظ :
[f'AS gaRd'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فاش
فاش الاستعمال
فاش شدن
فاش کردن
فاش گشتن
فاش گفتن
فاش سازی
فاش شدگی
فاش وابراز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فاش گردیدن. [ گ َدی دَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. فاش شدن :
چراگوید آن حرف در خفیه مرد
که گر فاش گردد شود روی زرد.
سعدی ( بوستان ).
رجوع به فاش و فاش شدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آشکار شدن ظاهر شدن یا فاش شدن خبر . پراگنده شدن خبر .
کلمات مرتبط
فاش
فاش الاستعمال
فاش شدن
فاش کردن
فاش گشتن
فاش گفتن
فاش سازی
فاش شدگی
فاش وابراز کردن
نظرات