Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فاسقه

تلفظ بین المللی : /fˈɑseq1ˌeː/ تلفظ :‌ [f'Aseq1,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فائقه
  • فارقه
  • فاسده
  • فاسق
  • فاسق خواندن
  • فاسق گرفتن
  • فاقه
  • فالقه
  • فانسقه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فاسقة. [ س ِ ق َ ] (ع ص ) مؤنث فاسق . ج ، فاسقات ، فواسق . (از اقرب الموارد).

( فاسقة ) فاسقة. [ س ِ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث فاسق. ج ، فاسقات ، فواسق. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

فاحشه#NAME?

= فاحشه

فرهنگ معین

(س قَ یا قِ ) [ ع . فاسقة ] (اِفا. ) مؤنث فاسق .

فرهنگ فارسی

مونث فاسق، زن بدکار
( اسم ) مونث فاسق .

کلمات مرتبط

  • فائقه
  • فارقه
  • فاسده
  • فاسق
  • فاسق خواندن
  • فاسق گرفتن
  • فاقه
  • فالقه
  • فانسقه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات