Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فاریاب

تلفظ بین المللی : /fˈɑrjɑb/ تلفظ :‌ [f'ARjAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاواژه نامه بختیاریکا
  • فاریاب توت
  • فاریاب سنگو
  • فاریاب ایسین
  • فاریاب سنگویه
  • فاریاب مسجد
  • فاریاب کلمک
  • رود فاریاب
  • چنار فاریاب
  • ابشار فاریاب پشتکوه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

فاریاب . [ فارْ ] (اِ مرکب ) بمعنی فاراب است . (برهان ). رجوع به فاراب ، باریاب ، پاریاب ، باراب و فاریاو شود.

فاریاب . [ فارْ ] (اِخ ) دهی از دهستان وراوی بخش کنگان شهرستان بوشهر که در 98 هزارگزی جنوب خاوری کنگان و کنار راه فرعی لار به گله دار واقع است . جلگه ای گرمسیر، مالاریایی و دارای 200 تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات...

فرهنگ عمید

زمین زراعتی که آبیاری شود.

فرهنگ معین

(رْ ) (اِ. ) = فاریاو: زراعت آبی .

دانشنامه آزاد فارسی

فارْیابشهری در استان کرمان، شهرستان کهنوج، و مرکز اداری بخش فاریاب. با ارتفاعی حدود ۶۴۰ متر، در منطقه ای کوهپایه ای در ۲۴۷کیلومتری جنوب کرمان و ۴۳کیلومتری غرب شمالی کهنوج، سر راه جیرفت به زیارت علی و بندرعباس قرار دارد. رودخانۀ شورفاریاب از کنار این شهر می گذرد. اقلیم این شهر گرم و خشک است.wikijoo: فاریاب فاریاب (ولایت). فاریاب (ولایت) Faryabولایتی در شمال افغانستان و هم مرز با ترکمنستان. این ولا...

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بوشگان بخش خورموج شهرستان بوشهر در ۵۴ کیلومتری شمال خورموج و شمال کوه خورموج دامنه و گرمسیر ۶۹٠ تن سکنه آب از چاه و قنات محصول غت خرما تنباکو شغل زراعت .
( اسم ) ۱ - پاریاب مقابل دیم دیمی ۲ - زراعت دیم ( مخصوصا در خوزستان ) .
دهی از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس .

دانشنامه عمومی

فاریآب (بستک). فاریآب (بستک)، روستایی از توابع بخش کوخرد شهرستان بستک در استان هرمزگان ایران است.این روستا در دهستان هرنگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۶۵ نفر (۱۹۵خانوار) بوده است.سwiki: شهرستان فاریاب می باشد. شهر فاریاب، در جنوب شرقی استان کرمان قرار دارد. مردم این شهرستان از طوایف بلوچ و بلوچکاره می باشند و به زبان بلوچی گویش رودباری تکلم می کنند.جمعیت این ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: fāryāb) (در قدیم) پاریاب ، فاراب ، ← فاراب .

اسم: فاریاب (پسر) (فارسی) (تلفظ: fāryāb) (فارسی: فارياب) (انگلیسی: faryab) معنی: فاراب، نام شهری در استان کرمان، ( در قدیم ) پاریاب، ( اَعلام ) ) نام شهری در شهرستان کهنوج، در استان کرمان، ) نام پیشین شهر دولت آباد در افغانستان، ) نام استانی در شمال غربی افغانستان، نام شهری در استان کرمان و اطراف کهنوج، نام پیشین دولت آباد در افغانستان...

واژه نامه بختیاریکا

پاریَو

کلمات مرتبط

  • فاریاب توت
  • فاریاب سنگو
  • فاریاب ایسین
  • فاریاب سنگویه
  • فاریاب مسجد
  • فاریاب کلمک
  • رود فاریاب
  • چنار فاریاب
  • ابشار فاریاب پشتکوه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات