غیژیدن. [ دَ ] ( مص ) ( از: غیژ + یدن ، پسوند مصدری ) بمعنی خیزیدن است. ( از فرهنگ جهانگیری ). بمعنی خیزیدن است یعنی لغزیدن و به چهار دست و پا و زانو نشسته براه رفتن طفلان و مردمان شل. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). برابر با خیزیدن است وبا خزیدن مقایسه شود. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). امر آن غیژ می آید. ( برهان قاطع ) ( غیاث اللغات ذیل غیژ ). همان غژیدن یعنی راه رفتن طفل به زانو و سرین است ، و غی...