کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غیچ-شدن | کلماتور
معانی کلمه : غیچ شدن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈitʃ ʃˈodan/
تلفظ :
[q1'itS S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غیب شدن
بطور غیر منظم پخش شدن
غیر قابل پاک شدن بوسیلهاب
غیر متجانس شدن
غیر نظامی شدن
به تیر غیب گرفتار شدن
غیچ
غیچ غریچ
غیچ و پیچ هکاردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غیچ شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غیچ شدن دست و جز آن ، سیخ شدن آن. ستیخ و استیخ و شخ شدن دست. بیحرکت و خشک ماندن موقت عضوی چون دست یا پای.
فرهنگ معین
(غ . شُ دَ ) (مص ل . ) سیخ شدن دست و جز آن ، بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) یا غیچ دست و جز آن . سیخ شدن آن بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا .
کلمات مرتبط
غیب شدن
بطور غیر منظم پخش شدن
غیر قابل پاک شدن بوسیلهاب
غیر متجانس شدن
غیر نظامی شدن
به تیر غیب گرفتار شدن
غیچ
غیچ غریچ
غیچ و پیچ هکاردن
نظرات