کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غیرمسلح-کردن | کلماتور
معانی کلمه : غیرمسلح کردن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈejremˌosallˌah kˈardan/
تلفظ :
[q1'ejRem,osall,ah k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
چشم غیرمسلح
غیرمسری
سخن غیرمصطلح
غیرمستحق
سلاح غیرمهلک
غریمسل
تقاطع غیرهمسطح
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت آمادهبهآتش به حالت ضامن متـ . ضامن کردن
مترادف و متضاد
disarm
(فعل)
خلع سلاح کردن، به حالت اشتی درامدن، غیر مسلح کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{de-arming, safing} [علوم نظامی] تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت آماده به آتش به حالت ضامن متـ . ضامن کردن
کلمات مرتبط
چشم غیرمسلح
غیرمسری
سخن غیرمصطلح
غیرمستحق
سلاح غیرمهلک
غریمسل
تقاطع غیرهمسطح
نظرات