کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غیبگویی | کلماتور
معانی کلمه : غیبگویی
تلفظ بین المللی :
/q1ejbɡˈuiː/
تلفظ :
[q1ejbg'ui:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جایگاه غیب گویی
غیب گویی کردن
غیب گویی یا پیشگویی کردن
غیبگویانه
وابسته به غیب گویی
غیب گویی
عصای غیب گویی
غیبگوی
غیبگو ی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
غیبگوئی. [ غ َ / غ ِ ] ( حامص مرکب ) رجوع به غیبگویی شود.
غیبگویی. [ غ َ / غ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شخص غیبگو. خبر دادن از نهان. گفتن غیب. پیشگویی. رجوع به غَیب و غیبگو شود.
فرهنگ عمید
غیب گفتن، خبر دادن از اسرار و امور نهانی.
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع - فا. ] (حامص . ) خبر دادن از رازهای پنهان .
فرهنگ فارسی
حالت و عمل غیبگوی اخبار از مغیبات .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
پیشبینی، پیشگویی، فالگویی
necromancy (اسم)غیبگوییprophecy (اسم)رسالت، پیش گویی، غیب گویی، نبوت، ابلاغdivination (اسم)فالگیری، پیش گویی، فال، تفال، غیب گویی، حدس درست، فال بینی...
کلمات مرتبط
جایگاه غیب گویی
غیب گویی کردن
غیب گویی یا پیشگویی کردن
غیبگویانه
وابسته به غیب گویی
غیب گویی
عصای غیب گویی
غیبگوی
غیبگو ی
نظرات