غیبة. [ غ َ ب َ ] (ع مص ) غایب شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). ناپدید شدن . (منتهی الارب ). دور شدن و ناپدید گشتن . جدایی . (اقرب الموارد). ضد حضور. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). غایب شدن . نادیداری . مقابل حضور. مقابل حضرت . غَیب . غِیاب . غُیوب . مَغیب . (اقرب الموارد). رجوع به غَیبَت شود. || در پس کسی بدی او را گفتن و غیبت کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بد گفتن از پس . زشت ی...
فرهنگ عمید
۱. قبۀ سپر. ۲. پولک های فلزی روی جوشن یا بر گستوان: طبع مغناطیس دارد نوک تو کز اسب خصم / بر دو منزل بگسلاند غیبهٴ بر گستوان (ازرقی: ۸۰ ). ۳. تیردان.
فرهنگ معین
(غِ بِ ) (اِ. ) ۱ - پولک جوشن ، تکه های آهنی که در جوش به کار می بردند. ۲ - تیردان .
دانشنامه آزاد فارسی
غیبه (الغیبه). غَیْبَه (الغَیْبَه)نام رشته ای از کتاب ها پیرامون غیبت امام زمان (عج). در این نوع کتاب ها، غالباً احادیث مربوط به آن حضرت و علل و اسرار غیبت، علائم ظهور و وظائف دوران غیبت، شرح احوال نواب و وکلای امام، و جز آن تدوین شده است. مشهورترین آثارِ به این نام، کتاب الغیبة از شیخ محمد ابراهیم بن جعفر نعمانی، از شاگردان شیخ کلینی، و کتاب الغیبة از محمد بن حسن طوسی است. این دو اثر مهم، بارها...
فرهنگ فارسی
قبه سپر، پولکهای فلزی روی جوشن یابرگستوان ( اسم ) ۱ - تیر دان کیش جعبه ترکش ۲ - هر یک از آهن های تنک کوچک که برای ساختن جوشن و بکتر برهم نهند ۳ - دایره هایی در سپر که از چوب و ابریشم پیچیده باشند . در آمدن چیزی در چیزی یا بدگویی در پس کسی .
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی غَیْبِهِ: غیب خود - نهان خودمعنی لَا یُظْهِرُ: تسلط نمی دهد (اظهار کسی بر هر چیز به معنای آن است که او را در رسیدن به آن چیز کمک کنی و او را بر آن مسلط سازی لذا عبارت "فَلَا یُظْهِرُ عَلَیٰ غَیْبِهِ أَحَداً " یعنی "من کسی را برای احاطه به غیب خودم کمک نمیکنم ، و بر غیب خود مسلط نمیسازم " )ریشه کلمه: غیب (۶۰ بار)ه (۳۵۷۶ بار)wikialkb: غَیْبِه...