Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غیبت کردن

تلفظ بین المللی : /q1ˈejbat kˈardan/ تلفظ :‌ [q1'ejbat k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • غربت کردن
  • غیب گویی کردن
  • غیب گویی یا پیشگویی کردن
  • غیبت
  • غیبت غیرموجه
  • غیبت کننده
  • غیبت گوی
  • غیبت هنگام وقوع جرم
  • غیبت گو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

غیبت کردن. [ غ َ / غ ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غایب شدن. ناپدید شدن. حاضر نشدن. رجوع به غَیبَت شود. || بد گفتن در پشت سر کسی. بدی و عیب کسی را در غیاب او گفتن. بدگویی کردن از کسی در غیاب وی. از پس مردم بد گفتن. ( ترجمان القرآن علامه جرجانی تهذیب عادل ). زشت یاد. ( فرهنگ اسدی ). غیبَة. غَیبَة.اغتیاب. ( ترجمان القرآن علامه جرجانی تهذیب عادل ) ( تاج المصادر بیهقی ). اِشخاص. اِسقاء. ( تاج المصادر بیه...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بد گفتن پشت سر کسی بدگویی کردن از کسی در غیاب وی .

مترادف و متضاد

backbite (فعل)
غیبت کردن، پشت سرکسی سخن گفتن

کلمات مرتبط

  • غربت کردن
  • غیب گویی کردن
  • غیب گویی یا پیشگویی کردن
  • غیبت
  • غیبت غیرموجه
  • غیبت کننده
  • غیبت گوی
  • غیبت هنگام وقوع جرم
  • غیبت گو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات