کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غون | کلماتور
معانی کلمه : غون
تلفظ بین المللی :
/q1ˈuːn/
تلفظ :
[q1'u:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غان و غون
کون غون
آلغونه
الغونه
غوناییون
غونتران
غوندار
غوندبود
غوندمار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
غون .
[ غ َ ] (ع اِ) میل . علاقه . خواست . تمایل . ج ، اَغوان . (دزی ج
2
ص
232
).
غون . (پسوند) (مزید مؤخر امکنه )، چون : باغون ، بلاساغون ، زاغون ، زرغون ، مغون و لغون . صورتی از گاه و گون و قان و قون و جان و جون و خان و خون و کت و کده و کند و کنت است در آخر اسامی امکنه ....
فرهنگ فارسی
چون : باغون بلاساغون زاغون
کلمات مرتبط
غان و غون
کون غون
آلغونه
الغونه
غوناییون
غونتران
غوندار
غوندبود
غوندمار
نظرات