غوشة. [ غ َ ش َ ] (ع اِ) همهمه و هیاهو. قیل و قال . جار و جنجال . ازدحام . بانگ و فریاد. (دزی ج 2 ص 231).
غوشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) گیاهی است که در هنگام تری آن را نان خورش کنند و چون خشک شود دست شوی سازند و آن نوعی از کماة باشد و زنان آن را در حلوا کرده بپزند و بجهت فربهی...
فرهنگ عمید
خوشۀ خشک شدۀ جو یا گندم.
فرهنگ معین
(ش ) (اِ.) نک خوشه .
(شَ یا ش ) (اِ.) نوعی از طعام که آن را ترینه سازند.
(ش ) (اِ. ) نک خوشه . (شَ یا ش ) (اِ. ) نوعی از طعام که آن را ترینه سازند.