Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غوانی

تلفظ بین المللی : /q1avˈɑni/ تلفظ :‌ [q1av'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • صریع الغوانی
  • زاویه ٔ غواصیه
  • عمر غسانی
  • عمرو غسانی
  • غانی
  • غانیه
  • غوادی
  • غواشی
  • غواصی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غوانی. [ غ َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ غانیة، بمعنی زنی که بشوی خود خوش باشد و بحسن خویش از زیور و آرایش بی نیاز بود. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) غَوان. ( از اقرب الموارد ). رجوع به غانیة شود. || زنان آوازخوان. ( از اقرب الموارد ) : بزی با امانی و حور قبابی برود و غوانی و لحن اغانی.منوچهری.مقام غوانی گرفته نوایح بساط عنادل سپرده عناکب.امیرمعزی.مصاحبت غوانی و مداومت شراب ارغوانی. ( جهانگش...

فرهنگ عمید

غانیه#NAME?

= غانیه

فرهنگ معین

(غَ ) [ ع . ] (ص . ) جِ غانیه .

فرهنگ فارسی

( صفت ) جمع غانیه ۱ - زنانی که به سبب جمال خود از زیور بی نیاز باشند زنان جمیل : گروهی آن را خود غنیه خوانده که مغنی شیوه ایست از طلب غوانی افکار دبیرانه . ۲ - زنان آواز خوان .

کلمات مرتبط

  • صریع الغوانی
  • زاویه ٔ غواصیه
  • عمر غسانی
  • عمرو غسانی
  • غانی
  • غانیه
  • غوادی
  • غواشی
  • غواصی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات