غمض . [ غ ُ ] (ع مص ) مااکتحلت عینی غُمضاً؛ یعنی نخفتم . (منتهی الارب ). رجوع به غَمض شود.
۱. چشم برهم نهادن.
۲. چشمپوشی کردن.
۳. آسان گرفتن در بیع.
۴. آسان گرفتن بر کسی.
〈 غمض عین: [قدیمی، مجاز]
۱. فروخواباندن چشم.
۲. نادیده گرفتن خطای کسی؛ چشمپوشی.
آسانگیری، تساهل، چشمپوشی، فرونهی