غلتبان. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) سنگی باشد مدور و طولانی یعنی به شکل استوانه زیاده بر نیم گز، و آن را بر پشتهای بامی که نو میپوشند غلطانند تا محکم شود و باران فرودنیاید . ( برهان قاطع ). سنگی گرد و دراز که بر پشتهای بام غلطانند تا برف و باران و نم فرونیاید و معنی ترکیبی غلتنده بر بان ؛ یعنی بر بام. ( فرهنگ رشیدی ).غرتبان. || ( ص ) مردم بی حمیت و دیوث را هم میگویند چه او را نیز مانند این سنگ اختیاری نیس...
فرهنگ عمید
غلتک#NAME?
دیوث؛ زنبهمزد.
= غلتک دیوث، زن به مزد.
فرهنگ معین
(غَ لْ تَ ) ۱ - (اِ. ) سنگی به شکل استوانه که آن را روی بام های کاهگلی می غلتاندند تا کاهگل سفت شود. ۲ - (ص . ) مردی که آلت دست زنش باشد.
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) سنگی بشکل استوانه قریب نیم گز که آن را بر سطح بام غلتانند غلتک ۲ - ( صفت ) بی حمیت دیوث .