غفار. [ غ ُ ] (ع اِ) موی گردن و پس گردن . موی رخسار و موی زرد ساق و پیشانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). موهایی ریز که بر گردن و هردو جانب ریش وقفا و ساق زن و مانند آنهاست . (از اقرب الموارد).
غفار. [ غ ِ ] (اِخ ) ابن جاسم بن عملیق . او جدی جاهلی قدیم بود. پسرانش در نجد منزل داشتند. (از اعلام زرکلی ج 2 ص 760)....
فرهنگ عمید
۱. بسیارآمرزنده، آمرزگار، آمرزنده و پوشانندۀ گناه. ۲. (اسم، صفت ) از صفات خدای تعالی.
فرهنگ معین
(غَ فّ ) [ ع . ] (ص . ) از صفات خداوند به معنای آمرزنده .
فرهنگ فارسی
۱ - پدر قبیله ایست از کنانه و او غفار بن ملیک بن ضمره ابن بکر بن عبد منات بن کنانه است . ابوذر ( جندب بن جناده ) غفاری از اصحاب رسول ص از این قبیله است. ۲ - شعبه ایست از قبیله کنانه و ابوذر ( جندب بن جناده ) غفاری از اصحاب رسول ص ازین شعبه است .توضیح بغلط این کلمه و منسوب بدانرا بفتح اول و تشدید دوم خوانند .بسیار آمرزنده، آمرزگار، آمرزنده وپوشاننده گناه، ازصفات خدای تعالی( صفت ) ۱ - آمرزگار آمرزند...
دانشنامه عمومی
غفار (روستا). غفار به عربی ( غَفار )، روستایی است در دهستان نعمان از توابع استان حُدَیده در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۴۰ ) نفر (۵ خانوار) می باشد.wiki: غفار (روستا)...
فرهنگ اسم ها
اسم: غفار (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: qaffār) (فارسی: غَفّار) (انگلیسی: ghaffar) معنی: آمرزنده و بخشاینده، از نامهای خداوند، آمرزنده و بخشاینده ی گناهان ( خداوند )، از صفات و نام های خداوند
مترادف و متضاد
آمرزگار، آمرزنده، بخشایشگر، غفور
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] غفار (اسم الله). اسم هشتاد و هشتم: الغفاراسم غفار در قرآن به صورت معرفه و نکره پنج بار آمده است چنان که می فرماید:(وَ إِنِّی لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالحاً ثُمَّ اهْتَدی) (طه/82)«من آمرزنده کسی هستم که توبه کند و ایمان بیاورد وعمل صالح انجام دهد».(فَقُلتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ انَّهُ کانَ غَفّاراً).(نوح/10)(«نوح می گوید به قوم خود) گفتم از پروردگارتان طلب آمرزش ...