کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غضراء | کلماتور
معنی کلمه : غضراء
تلفظ بین المللی :
/q1azrˈɑ/
تلفظ :
[q1azR'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ابن غبراء
غبراء
غثراء
غدراء
غراء
غراءالجلود
غراءالسمک
غضران
غضفاء
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
غضراء. [ غ َ ] ( ع اِ ) خوشی زیست. یقال : اباد اﷲ غضرأهم ؛ یعنی اهلک اﷲ طیب عیشهم. ( منتهی الارب ): غضراءِ عیش ؛ فراوانی و خیر و غضارت آن. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) الارض الطیبة العلکة الخضرة؛ زمین پاکیزه سبزرنگ نزدیک آب. || زمینی که گل نیکو دارد. ( منتهی الارب ). ارض فیها طین حرّ. ( اقرب الموارد ) . زمین خوش خاک. ( مهذب الاسماء ). || گل خوش. ( دهار ). || زمینی که تانکنند درخت خرما نرویاند. (...
کلمات مرتبط
ابن غبراء
غبراء
غثراء
غدراء
غراء
غراءالجلود
غراءالسمک
غضران
غضفاء
نظرات