غشاوة. [ غ ُ وَ ] (اِخ ) یکی از ایام عرب است که در آن بسطام بن قیس بر بکربن وائل حمله کرد. (از معجم البلدان ).
غشاوة. [ غ ِ / غ َ / غ ُ وَ ] (ع اِ) به معنی غشوة. (منتهی الارب ). پرده . (غیاث اللغات ). پوشش . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). پرده و پوشش . (آنندراج ). پوشش چشم . (دهار). غطاء. یقال : علی بصره و قلبه غشاوة؛ ای غطاء، و منه غشاوة اللحاف ، و هی نسیج یجع...
فرهنگ عمید
غطا، پرده، پوشش.
فرهنگ معین
(غَ یا غِ یا غُ وِ ) [ ع . غشاوة ] (اِ. ) ۱ - پرده ، پوشش . ۲ - تیرگی چشم .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - پرده پوشش غطائ ۲ - تاریکی چشم . یکی از ایام عرب است که در آن بسطام بن قیس بر بکر بن وائل حمله کرد
مترادف و متضاد
پرده، پوشش، غطا
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی غِشَاوَةً: آنچه که چیزی را احاطه کرده و پوشانده - پردهمعنی مَغْشِیِّ: بیهوش شده - غش کرده (از کلمه غشیه و غشاوة به معنای پوشاندن و پیچیدن چیزی در لفافه است ، و چون با صیغه مجهول گفته میشود غشی علی فلان ، معنایش این است که فلانی در اثر عارضهای فهمش از کار افتاد . و نظر المغشی علیه من الموت نگاهی است که محتضر(آنکه در آست...ریشه کلمه: غشو (۲۹ بار)غشی (۲۹ بار)wikialkb: غِشَاوَة...