معانی کلمه : غزال
لغت نامه دهخدا
غزال . [ غ َ ] (اِخ ) (بحرالَ ...) یکی از شعب نیل ابیض است که بر ساحل چپ آن قرار دارد. (از اعلام المنجد).
غزال .[ غ َ ] (اِخ ) ابن خالد. یکی از روات قرائت ابن عامر است بواسطه ٔ یحیی بن حارث ذماری . (فهرست ابن الندیم ).
فرهنگ عمید
۱. [جمع: غِزلان] (زیست شناسی ) نوعی آهو با پاهای باریک، موی کوتاه، و چشمان درشت.
۲. [قدیمی، مجاز] معشوقۀ زیبا، زن یا دختر زیبا: غزالی مست شمشیری گرفته / به جای آهُویی شیری گرفته (نظامی۲: ۱۷۰ )، شعر نظامی شکر افشان شده/ ورد غزالان غزل خوان شده (نظامی۱: ۳۴ ).
۳. (موسیقی ) [قدیمی] از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
۲. [قدیمی، مجاز] معشوقۀ زیبا، زن یا دختر زیبا: غزالی مست شمشیری گرفته / به جای آهُویی شیری گرفته (نظامی۲: ۱۷۰ )، شعر نظامی شکر افشان شده/ ورد غزالان غزل خوان شده (نظامی۱: ۳۴ ).
۳. (موسیقی ) [قدیمی] از شعبه های بیست وچهارگانۀ موسیقی ایرانی.
فرهنگ معین
(غَ) [ ع . ] (اِ.)1 - آهو. 2 - کنایه از: معشوق ، زیبارو.
(غَ زّ) [ ع . ] (ص .) ریسمان تاب ، ریسمان - باف ، ریسمان فروش ؛ ج . غزالون ، غزالین .
(غَ زّ ) [ ع . ] (ص . ) ریسمان تاب ، ریسمان - باف ، ریسمان فروش ، ج . غزالون ، غزالین .
(غَ ) [ ع . ] (اِ. )۱ - آهو. ۲ - کنایه از: معشوق ، زیبارو.
(غَ ) [ ع . ] (اِ. )۱ - آهو. ۲ - کنایه از: معشوق ، زیبارو.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( دریای غزال بحر ال غزال ) یکی از شعب نیل ابیض است که بر ساحل چپ آن قرار دارد .
آهو، آهوبره، ریسنده، ریسمان تاب، موتاب، ریسمان فروش
( صفت ) ۱ - ریسمان تاب ریسمان باف ریسمان فروش جمع : غزالون غزالین .
یکی از شعب نیل ابیض است که بر ساحل چپ آن قرار دارد
آهو، آهوبره، ریسنده، ریسمان تاب، موتاب، ریسمان فروش
( صفت ) ۱ - ریسمان تاب ریسمان باف ریسمان فروش جمع : غزالون غزالین .
یکی از شعب نیل ابیض است که بر ساحل چپ آن قرار دارد
دانشنامه عمومی
ریم
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: qazāl) (عربی) نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه ؛ (در قدیم) (به مجاز) معشوقهی زیبا .
اسم: غزال (دختر) (عربی) (طبیعت) (تلفظ: qazāl) (فارسی: غَزال) (انگلیسی: ghazal)
معنی: نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه، معشوقه ی زیبا، نوعی آهوی ظریف اندام با چشمان درشت سیاه
معنی: نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه، معشوقه ی زیبا، نوعی آهوی ظریف اندام با چشمان درشت سیاه
مترادف و متضاد
gazelle (اسم)
بز کوهی، اهوی کوهی، غزال
seller of cotton yarn (اسم)
غزال
