کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غریق-گشته | کلماتور
معانی کلمه : غریق گشته
تلفظ بین المللی :
/q1ˈariq1 ɡˈaʃteː/
تلفظ :
[q1'aRiq1 g'aSte:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غریق گشتن
غرق گشتن
غریب گشتن
غریق
غریق اب
غریق شدن
غریق کردن
غریق آب
مامور نجات غریق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غریق گشته. [ غ َ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) غرق شده. غرق گشته. مستغرق. رجوع به غرق و غرق شده شود :
مردی غریق گشته بحر تحیرم
رندی غریب مانده به کوی قلندرم.
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 313 ).
فرهنگ فارسی
غرق شده غرق گشته مستغرق
کلمات مرتبط
غریق گشتن
غرق گشتن
غریب گشتن
غریق
غریق اب
غریق شدن
غریق کردن
غریق آب
مامور نجات غریق
نظرات