غره . [ غ ُ رَ / رِ ] (اِ صوت ) آواز رعد و سباع . غُرّه . (فرهنگ شعوری ). رجوع به غُرّه شود.
غرة. [ غ ُرْ رَ ] (اِخ ) قله ای است در مدینه متعلق به بنی عمروبن عوف . در مکان این بنا مناره ٔ مسجد قبا ساخته شده است . (از منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
= غُرّش: ◻︎ غرهای کن شیروار ای شیر حق / تا رَوَد آن غره بر هفتمطبق (مولوی: ۶۵۴).
۱. [مقابلِ سلخ] روز اول ماه قمری.
۲. پیشانی؛ سفیدی پیشانی.
۳. صورت؛ رخساره.
۴. روشنی: غرۀ صبح.
۵. [مجاز] قسمت نخست هرچیز.
(غُ رِّ) (اِ.) 1 - صدای رعد یا غرّش جانوران درنده . 2 - فریاد سهمناک .
(غُ رَّ) [ ع . غرة ] (اِ.) 1 - پیشانی . 2 - ماه نو. 3 - برگزیده و پسندیده از هر چیز. 4 - بزرگ و مهتر قوم . 5 - اول هر چیز.
(غَ رِّ) [ ع . غرة ] 1 - (مص م .) گول زدن . 2 - (مص ل .) فریفته شدن . 3 - (اِمص .) بی - خبری ، غفلت . 4 - (ص .) فریب خورده . 5 - گستاخ ، مغرور.
(غٌرّه) روز اول ماه قمری و نیز اول هر چیز . لکه سفید روی پیشانی اسب جمع ان غرر می باشد ( بر وزن زحل )
پیشانی
غوره غوره ی انگور
پیشانی
پیشانی
غرش ≠ سلخ
اول، اولماه
ماهنو، هلال
بیخبری، غفلت
فریفته، گولخورده
گستاخ، متکبر، مغرور
۱. غرش
۲. اول، اولماه
۳. پیشانی
۴. ماهنو، هلال ≠ سلخ
۱. گستاخ، متکبر، مغرور
۲. فریفته، گولخورده
۳. بیخبری، غفلت