کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غرقه-گاه | کلماتور
معانی کلمه : غرقه گاه
تلفظ بین المللی :
/q1ˈarq1eː ɡˈɑh/
تلفظ :
[q1'aRq1e: g'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غرقگاه
غرقه
غرقه تن
غرقه خوست
غرقه ساحل
غرقه شدن
غرقه شده
غرقه کردن
غرقه کناره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غرقه گاه. [ غ َ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) جای عمیق از آب که امکان خلاصی در آن متصور نباشد. ( آنندراج ). غرقگاه. آنجا که غرق شوند :
بس کس که اوفتاد در این غرقه گاه غم
چشم خلاص داشت ، سفینه اش وفا نکرد.
خاقانی.
فرهنگ عمید
جای غرق شدن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جای غرق شدن غرقه گاه .
کلمات مرتبط
غرقگاه
غرقه
غرقه تن
غرقه خوست
غرقه ساحل
غرقه شدن
غرقه شده
غرقه کردن
غرقه کناره
نظرات