Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غرش

تلفظ بین المللی : /q1ˈorreʃ/ تلفظ :‌ [q1'oRReS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • غرش افکنده
  • غرش رائج
  • غرش صاغ
  • غرش صوتی
  • غرش فرنجی
  • غرش کردن
  • غرش رعد
  • غرش کننده
  • غرش در جنگل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

غرش . [ غ ِ ] (اِ) نفرت و کراهت . (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ). شعوری در لسان العجم شعری بی وزن هم برای آن شاهد آورده است .

غرش . [ غ َ ] (ع اِ) بار درختی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).ثمر شجرة، واحده «غرشة» یمانیة، قال ابن درید، ولا احقه . (اقرب الموارد). || کوه . (آنندراج ).

غرش . [ غ َ ] (اِ) خراش . (برهان قا...

فرهنگ عمید

= غرس qar[a]s

۱. فریاد سهمناک؛ صدای مهیب.
۲. بانگ جانوران درنده.
⟨ غرش‌ کردن: (مصدر لازم) به غرش درآمدن؛ غریدن؛ بانگ مهیب برآوردن.
⟨ به ‌غرش‌ درآمدن: = ⟨ غرش کردن

۱. فریاد سهمناک، صدای مهیب.۲. بانگ جانوران درنده.* غرش کردن: (مصدر لازم ) به غرش درآمدن، غریدن، بانگ مهیب برآوردن.* به غرش درآمدن: = * غرش کردن= غرس qar[a]s...

فرهنگ معین

(غُ رِّ ) (اِمص . ) صدای مهیب ، فریاد ترسناک .

فرهنگ فارسی

غرشت:اسم مصدرا غریدن، فریادسهمناک، صدای مهیب، بانگ جانوران درنده، نوعی مسکوک رایج بعضی کشورهای عربی
( اسم ) آواز ساییدن دندان به هم با فشار دندان غرچه .
نفرت و کراهت شعوری در لسان العجم شعری بی وزنی هم برای آن شاهد آورده است

دانشنامه عمومی

غرش (ترانه). غرش(به انگلیسی: Roar) نام تک آهنگی از کیتی پری، هنرمند و خوانندهٔ اهل آمریکا است؛ که به عنوان تگ آهنگ نخستی از منشور منتشر شده است. ساخته شده توسط پری، دکتر لوک، مکس مارتین، بانی مک کی و سیرکات است.پربازدیدهای یوتیوباین آهنگ به طور کلی بررسی ها مثبت دریافت کرده. این تک آهنگ هشتمین آهنگ غیر متوالی از کیتی پری می باشد که در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد اول می شود و بزرگترین آهنگ هفته فرو...

گویش مازنی

نعره

مترادف و متضاد

نعره

آسمان‌غره

۱. آسمانغره
۲. نعره

roar (اسم)خروش، سر و صدا، غرش، صدا، بانگ، غریو، توفroaring (اسم)خروش، غرشboom (اسم)غرش، توسعه عظیم، تیر کوچک، صدای غرش، پیشرفت یاجنبش سریع وعظیمthunder (اسم)غرش، تندر، رعد، آسمان غرشrave (اسم)غوغا، دیوانگی، غرشthunderpeal (اسم)غرش، غرش رعد، صدای رعد...

واژه نامه بختیاریکا

قارش؛؛ صدا
قُرُنگ؛ نِهیو؛ نُرِشت

کلمات مرتبط

  • غرش افکنده
  • غرش رائج
  • غرش صاغ
  • غرش صوتی
  • غرش فرنجی
  • غرش کردن
  • غرش رعد
  • غرش کننده
  • غرش در جنگل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات