معانی کلمه : غده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(غُ دِّ ) [ ع . غدة ] (اِ. ) ۱ - قطعه گوشتی سفت که در بدن به علت بیماری بوجود می آید. ۲ - عضوی گِرد یا بیضی در بدن که از خود مایع مورد نیاز بدن را ترشح می کند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
آلودگی، مریضی.
مترادف و متضاد
آژخ، تومور، دژپیه، دشپیل
