کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه غاژ-کرده | کلماتور
معانی کلمه : غاژ کرده
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑʒ kˈardeː/
تلفظ :
[q1'AZ k'aRde:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
غاژ کردن
غاب کردن
غاچ کردن
غژ کردن
الغا کردن
الغاء کردن
صدای غژ ایجاد کردن
غات غات کردن
پنبه غاز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
غاژکرده. [ ک َ دَ / دِ] ( ن مف مرکب ) پنبه دانه از پنبه بیرون کرده و پشم زده و مهیا برای رشتن. || ابریشم پاک کرده : اخزری ؛ دستارها از ابریشم غاژ کرده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(کَ دِ ) (ص مف . ) پنبه یا پشم زده و مهیا برای رشتن .
فرهنگ فارسی
( صفت ) پنبه دانه از پنبه بیرون کرده پشم زده و مهیا برای رشتن .
کلمات مرتبط
غاژ کردن
غاب کردن
غاچ کردن
غژ کردن
الغا کردن
الغاء کردن
صدای غژ ایجاد کردن
غات غات کردن
پنبه غاز کردن
نظرات