کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عیناء | کلماتور
معنی کلمه : عیناء
تلفظ بین المللی :
/ʔˈejnan/
تلفظ :
[?'ejnan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عینا
عینان
ناصر عینائی
عینا مثل هم
عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر
عناء
عیناً
حسین عیناتی
حصرو عینان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عیناء. [ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث أعین. ج ، عین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اَعْیَن شود. || زن فراخ چشم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): امراءة عیناء؛ زن فراخ و زیبا چشم. ( از اقرب الموارد ). || سبز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): أرض عیناء؛ زمین سبز. ( از اقرب الموارد ). || مشک آماده پاره شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ن...
کلمات مرتبط
عینا
عینان
ناصر عینائی
عینا مثل هم
عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر
عناء
عیناً
حسین عیناتی
حصرو عینان
نظرات