عیسی دم. [ سا دَ ] ( ص مرکب ) دارای دمی چون دم عیسی. مسیح دم. مسیحادم. عیسی نفس. مسیحانفس. جان بخش. زنده کننده مردگان : پس از این نام تو بر خاطر دهرصدر عیسی دم و یوسف نظر است.خاقانی.می عطسه آدم شده یعنی که عیسی دم شده داروی جان جم شده در دیر دارا داشته.خاقانی.جانها در اصل خود عیسی دمندیک زمان زخمند و دیگر مرهمند.مولوی.بحر احسان ، غیاث دولت و دین ، آن محمدجمال عیسی دم. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 131 )....
فرهنگ عمید
آن که دم و نفسی مانند دم و نفس عیسی دارد، عیسی نفس، مسیحادم، زنده کننده، شفابخش.