عیارة. [ رَ ] (ع اِمص ) آشکارگی و شهرت . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). || اسم است از «عارَت القصیدة» هرگاه قصیده بین مردم سائر و متداول گردد. (ازاقرب الموارد). شهرت شعر و قصیده . (ناظم الاطباء).
عیاره . [ ع َی ْ یا رَ / رِ ] (از ع ، ص ) مؤنث عیار. زن فریبنده و حیله باز. (ناظم الاطباء). رجوع به عیار شود : آتش عیاره ای آب عیارم ببردسیم بناگوش او سکه ٔ کارم ...